دهخدا نمیدونه که..! آدم عاشق میدونه
پی به راز سفرم برد و چنان ابر گریستدید بازآمدنی در پیِ این رفتن نیست.همه گفتند "مرو" دیدم و نشنیدمشانمثل این بود به یک رود بگویند: بایست.مفتضح بودن از این بیش که در اول قهرفکر برگشتنم و واسطه ای نیست که نیست.در جهانِ تهی از عشق نمی مانم چوندر جهانِ تهی از عشق نمی باید زیست.دهخدا تجربه ی عشق ندارد ور...
غم مخور معشوق اگر امروز و فردا میکند
غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می کندشیر دوراندیش با آهو مدارا می کند.زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاستآب را گرمای تابستان گوارا می کند .جز نوازش شیوه ای دیگر نمی داند نسیمدکمه ی پیراهنش را غنچه خود وا می کند.روی زرد و لرزشت را از که پنهان می کنی؟نقطه ضعف برگها را باد پیدا می کند.دلبرت هر قدر زیباتر، غ...
با تو از حرکت دستم، برکت می بارد!
دودلـــم اول خط نام خـــدا بنــویسمیا که رندی کنم و اسم تو را بنویسم.همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بودبا کدامین قلــــم امروز دوتـــا بنویســم.ای که با حرف تو هر مسئله ای حل شدنی استبخدا خـــود تـــو بگــــو نـــــام کـــــــــــه را بنویسـم.صاحب قبله و قبله دو عزیـزند ولــــــیخوشتر آنست من از قبله...
عشق قهوه ای !
مي شمارم يكي يكي از دوراختلاف ِ مداد هايت رادوست دارم به جاي تو يك بارحل كنم اتحاد هايت رامثل يك بچه ي نديد بديدًدوست دارم كه گوشه ي پيانوكاغذ ِ نـُـت نويسي ات باشم« im calling you » كه مي خوانيلهجه ي انگليسي ات باشم« آروزهاي مـُـضحكي دارم »ًدوست دارم ادامه اش بدهمبازي ِ احمقانه ي دل راكُمكم كن درست...
نکند بال تو ساییده به شهر !؟!
از سحر عطر دل انگیز تو پیچیده به شهرباز دیشب چه کسی خواب تو را دیده به شهرًدیدم از پنجره خانه هوا طوفانیستبار دیگر نکند بال تو ساییده به شهرًرود اروند خبر داده به کارون که نترسدلبر ماست گمانم که خرامیده به شهرًمصلحت نیست هوا عطر تو را حفظ کندشاهدم ابر سیاهیست که باریده به شهرًشاهدم این همه نخلاند که...
بذارین یکم چندش بازی در بیارم، امروز ماهگرد تولدم بود
اینجوری نبودیا، الکی بزرگت کردم
طرح چشمان تو در آینه مسحورت کردبا زیبایی ات از فهم خودت دورت کردَآفرین ِ دگران، در تو حقیقت را کشتحرف مردم کر و پندار خودت کورت کردَساکت و ساده و پابندِ تواضع بودی"دوستت دارم" ِ من بود که مغرورت کردَنمک شعر نمک گیر نکردت، امابیش از اندازه دلچسب شدن شورت کردَاین جنایت همه بر گردن دیوان من استکه چرا ه...
حالم بده، کو تو؟
هم، حال بدی یکسره دارم، تو نداریهم بغض در این حنجره دارم تو نداریَمن بافته ام از غم و دردی متراکمدر هر گره ای، صد گره دارم تو نداریَتکرارم و بیزارم ازین کارم و بسیارهی دایره در دایره دارم تو نداریَمن بی خبرم از تو و تو بی خبر از من سخت است که من دلهره دارم، تو نداری..! َاز پنجره رو به خیابان اتاقت آ...
این دنیا دیگه به درد نمیخوره
ای بی خبر از حال من خسته ی دلتنگآیینه ام و حرص تو را میزنم ای سنگَاین پیرهن کهنه اگر کور شفا داداز برکت دستی است که انداخت بر او چنگَاز "شور بنان" تا "بت چین" شجریاندر فکر تو رد میشوم آهنگ به آهنگَبگذار سرم بر سر دوش تو بگریدآه این سربی پیکر برگشته ی از جنگَسر کن به فراقش که زلیخا، نمی ارزد وصلی که ...
یادت هست؟ یادت باشه..!
نیم من رفته و نیم دگرم آمده استهر چه ترسیدم از آن، آن به سرم آمده استآنکه با دست ردش، خانه نشین کرد مرا حال با پای خودش، پشت درم آمده استلب خشکیده ی دلدار بدهکار لبمبه ملاقاتی چشمان ترم آمده استگفتم این عشق مرا میشکند، یادت'>یادت هست؟هر چه ترسیدم از آن، آن به سرم آمده است..  Adblock test (Why?)
خوشنود ترین!
آمد به مزار من و خوشنود ترین بودپس وعده ی دیدار که میگفت، همین بود! از دشت گذر کرد خرامان و خرامانصیاد، فراوان و فراوان به کمین بوداز جانب خود راندن و بر خاک نشاندنپاداش دعای منِ سجاده نشین بودزاهد، به نگاهی دل و دین باختی آخرای وای اگر آخر تقوای تو این بودکم سرزنشت میکنم ای دل که به هرحالتقدیر تو د...
نه فانوسی نه چیز دیگه ای...
نه فانوسی, کنار لحظه های تارمان ماندهنه دیگر زلف تاکی بر سر دیوارمان ماندهفقط اندوه میگیرد سراغی از غریبی مانهمان که یارمان بوده، کماکان یارمان مانده... بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما راچقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟چقدر از دلخوشی های کم و کوتاه مان رفته؟ چقدر از داغ های بر جگر بسیار
هنوز همونی ^_^
هنوز, آیینه ای، هر چند خلوتخانه ی زنگیهنوز ابری و ابر، ابر است... با هر شکل و هر رنگیچه فرقی میکند مردم چه میگویند ای تیمور؟جهان در دست های توست، می لنگی که می لنگیهنوز آن خاطرات تلخ و شیرین نخستینیشبیه قهوه خوش عطری، شبیه چای پر رنگیحلالم کن اگر چنگی زدم بر تار گیسویتکه جز موی تو، گیسویی نمیزد بر د...
تو معنای منی....!
تو معنای منی اینگونه من فهمیده ام خود را که هر جا اشتباهی کرده ای، بخشیده ام خود رابه چشم خویش در آیینه هر شب خیره میمانمولی یادم نمی آید کجا؟ کی؟ دیده ام خود را من آن شیخم که عمری روی منبر رفت و میبینمچنان گرم نصیحت بوده ام، نشنیده ام خود را Adblock test (Why?)
ما کریمیم... از ما بخشنده تر آیا؟
مانده حالا به چه باید بپرد گاه به گاه آن پلنگی که شبی پنجه رسانده ست به ماه گفتمش شیخ، در این آه چه تاثیری هست؟ گفت لا حول و لا قوه الا بالآهسر سجاده به اقرار گناه آمده ایمستی ات عذر تو و عذر تو بدتر ز گناهای که سر خواستی از عاشق بی مقدارت ما کریمیم... کم از ما که کریمیم نخواه گفتم ای دوست همین هفته...
بیاکنارم باش
نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باش اسیر فصل خزانم ، بیا بهارم باشنگو که فرصت دیدار ما میسر نیستدلیل محکم یک عمر انتظارم باشچه قدر جای تو در زندگی من خالیستدر این مسیر پر از هیچ ، کوله بارم باشدچار تو شده
ابان هوایش غرق دلتنگیست
آبان هوایش غرق دلتنگی ست عطرِ تو را در مشت خود داردفهمیده خیلی دوستت دارمهی پشتِ هم با عشق میباردآبان از اول هم مردد بودعطر تو را جاری کند یا نه؟ می خواست لبریزت شوم امااینگونه باران گرد
آیا شما صبر کردن بلدید؟
دل داشتیم، دادیم! جان بود عرضه کردیم چیزی که یار خواهد، صبر است و ما نداریم دوستان بلا از خودتون و خانوادتون دور باشه الهی! حامد عسکری شاعر عزیز کشورمون کرونا گرفته، دعا کنید عزیزان
دلت
همه غصه ی من همینه که تو دلت مثل موهات محجوب نیستتو خوبی تو خوبی تو خوبی ولیمنو دوست داری و این خوب نیست از امشب اگه باز خوابت نبردصدای سکوت منو گوش کندو تا راه داری یکیشو بروفراموش کن یا.... فراموش کن
یقین
تو از کعبه من از اصحاب فیلمولی کفر من از جنس یقینهاگه از اسمون سنگم نبارهحسابم با کرام الکاتبینه خدا هم با تموم عنکبوتاشنتونسته خیالامو ببافهتو از موسی ، من از دربار فرعونمیون ما یه دریا اختلافه عصاتو