وقت پروازاسمان شده بود.....
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 18:02
وقت پرواز آسمان شده بود گوئیا آخر جهان شده بودکعبه می رفت در دل محرابلحظه ی گریه ی اذان شده بودکوفه لبریز از مصیبت بودباد در کوچه نوحه خوان شده بودشور افتاد در دل زینب (س)پی بابا دلش روان شده بوددر و دیوار التماسش کرددر و دیوار مهربان شده بودشوق دیدار حضرت زهرادر نگاه علی عیان شده بودخار در چشم و
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:15
غفلت از یار گرفتار شدن هم داردxa0 از شما دور شدن زار شدن هم داردxa0 هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند عبد الوده شدن خوار شدن هم دارد عیب از ماست که هر روز نمی بینیمت چشم بیمار شده ، تار شدن هم دارد انقدر حرف در این سینه ما جمع شده ؛ این همه عقده تلنبار شدن هم دارد از کریمان ، فقرا جود و کرم میخواهند لط...
پریشانم شبیه ...
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:15
تو را انگونه می خواهم که باغی باغبانش راxa0 شبیه مادر پیری که می بوسد جوانش راxa0 تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم کهxa0 نمیدانم زمانش را ، نمی یابم مکانش راxa0 پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بسترxa0 که بالای سر ش می بیند امشب دشمنانش راxa0 پرستویی که با تو همقفس باشد ، نمی ترسد بدزدند اب و نانش را ،...
دو بیتی
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:15
من نشستم بروی «می» بخری برگردی ، ترسم این است مسلمان شده باشی جایی ...xa0 . . . شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شدxa0 ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببردxa0 . . . دنیا به وسعت قفسی تنگ می شودxa0 وقتی دلت برای کسی تنگ می شودxa0 . . . گوشه تا گوشه ی جنگل تو بخوابxa0 شیر ها خاطرشان هست که اهوی منی .....
خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:15
می توانی که فریبم بدهی با نظری پنجه انداخته ای سوی شکار دگری xa0 اه من عاشق ان لحظه ی چشمان تو ام که پلنگانه به قربانی خود می نگری ... xa0 انچنان رد شو که اشفته کنی موی مرا ای که اسوده دل از بیشه ی من میگذری! xa0 مرهمی بهتر از این نیست که زخمم بزنی عشق ! اماده بکن خنجر بررنده تری { تشدید ندارم به جا...
جوک
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:15
سوار تاکسی شده بودم ، راننده داشت از تجربیاتش میگفت منم انگشتمو میزدم رو داشبوردبرگشت گفت داری چیکار میکنی؟ گفتم : xa0 دارم لایک میکنم زد بغل ، پرتم کرد پایین گمونم چون کامنت نذاشتم ناراحت شد ...!!! *************** من یه "تنبل درون" دارم که هر کاری میخوام بکنم میگه ولش کن بیخیال منم خیلی دوسش دارم ه...
فردا
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:14
xa0 انقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن ، نه دستی از برون بلکه همتی از درون لازم است حالا اما نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه ، میخواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمیخیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام!!! xa0 xa0
اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:14
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی یکباره به روی همه در بستی و رفتی xa0 هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود xa0اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی xa0 نفرین به وفاداری ات ای دوست که با من پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی xa0 چون خاطره ی غنچه ی پرپر شده در باد در حافظه ی باغچه ها هستی و رفتی xa0 جا ماندن تصویر...
اشعار کوتاه
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 2:14
صبحت بخیر خورشیدxa0 وقتی که می دمیدی ،xa0 xa0 ماه مرا ندیدی ؟؟؟!! ............. تو خودت صبح دل انگیز جهانی به خداxa0 پس تو ای صبح دل انگیز جهان ، صبح بخیر ! ............. سلام حضرت دلبر ،xa0 سلام قرص قمر ؛xa0 زمین که لطف ندارد ؛ از اسمان چه خبر ؟؟
دو بیتی
-
تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 1:51
xa0 وقت رفتن کاش در چشمم نمی غلتید اشکxa0 اخرین تصویر او در چشم هایم تار بود ...xa0 . نازنین یک لحظه در فکرم کمی ارام گیر ؛xa0 خسته ام از بس نمازم را از اول خوانده امxa0 . حتی تصور کردنش هم مرد میخواهدxa0 دنیای منهای تو .. این دنیای خالی را ... . باور نکردنی است پس از قرن ها هنوز ،xa0 چون دلبران دور...
.
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 2:12
دستمال کاغذی به اشک گفت :xa0 قطره قطره ات طلاست xa0 xa0یکم از طلای خود حراج میکنی ؟ عاشقم ؛ با من " ازدواج" میکنی ؟xa0 اشک گفت : ازدواج اشک و دستمال کاغذی ؟؟؟!!! تو چقدر ساده ای !! خوش خیال کاغذی.. توی ازدواج ما ، تو مچاله میشوی ... چرک می شوی و تکه ای زباله می شویxa0 پس برو و بی خیال باش ... عاشقی ...
قیصر امین پور
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 2:11
xa0 سراپا اگر زرد و پژمرده ایمxa0 ولی دل به پاییز نسپرده ایمxa0 چو گلدان خالی لب پنجرهxa0 پر از خاطرات ترک خورده ایمxa0 اگر داغ دل بود ما دیده ایمxa0 اگر خون دل بود ما خورده ایمxa0 اگر دل دلیل است ، اورده ایمxa0 اگر داغ شرط است ، ما برده ایمxa0 دلی سربلند و سری سر به زیرxa0 از این است عمری به سر برد...
یا ... علی ...
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 2:11
دو دلم اول خط نام خدا بنویسم ؟!xa0 یا که رندی کنم و اسم تو را بنویسم ؟!xa0 xa0 همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بود ... با کدامین قلم امروز دو تا بنویسم ؟! xa0 "صاحب قبله" و "قبله" دو عزیزند ؛ ولیxa0 خوشتر است انکه من از قبله نما بنویسم !! xa0 اسمان مثل تو احساس مرا درک نکردxa0 باز غمنامه به بیگانه چرا...
ترجیح دادم در نبودت شیر باشم
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 2:11
برگشته بودی بشکنی من را ؛ شکستی این زخم ها جز با نمک درمان نمیشد ممکن نبود اصلا مرا از نو بسازی تا این خرابه کاملا ویران نمیشد * کارش به طغیان میکشد رودی که یک سد راه وصالش را به دریا بسته باشد اما اگر دریا نخواهد رود خود را ؟! اما اگر رود از دویدن خسته باشد ؟! * میترسم و اصلا برای تو مهم نیست "لعنت...
طنز
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 3:00
یه بار رفتم سلمونی . پرسید چجوری بزنم ؟ گفتم : مگه برات فرقی هم میکنه ؟ گفت : نه . از روی عادت پرسیدم! . . . یکی من دارم تو این کشور تلف میشم یکی سیب زمینی سرخ کرده تو قیمه . . . خارجی: شما چطور اختلاس میکنید؟ ایرانی: اون پروژه رو میبینی ؟ خارجی : من که چیزی نمی بینم!! ایرانی: قوربون دهنت. همون چهل ...
حسین جنتی
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 2:59
xa0 باید که ز داغم خبری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری است که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد حالم چو درختی است که یک شاخه ی نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد !!! اویخته از گردن من شاه کلیدی این کاخ ...
اشعارومتن زیبا
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 16:35
همیشه شیرین ترین توت ها پای درخت ریخته درحالی که ما برای چیدن توت های کال چشم به بالاترین شاخه ها دوخته ایم ... ! این است قصه ی ندیدن !!! .................. دوستان ! دوست نما را نتوان گفت که دوست ؛ نخ درون دل شمع است ولی دشمن اوست ... ................ غرش هیچ شیری ، خانه ای را خراب نکرد من از سکوت م...
اهداف
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 16:35
تو یه کوچه ، چهار تا خیاط بودن که همیشه با هم بحث میکردن یه روز، اولین خیاط یه تابلو بالای مغازش نصب کرد . روی اون تابلو نوشته بود بهترین خیاط شهر . دومین خیاط روی تابلو مغاره اش نوشت : بهترین خیاط کشور. سومین خیاط نوشت : بهترین خیاط دنیا! چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد ، روی یه برگه کوچیک ...
تغییر
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 16:34
پرنده هایی که روی شاخه نشستند ، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند زیرا اعتماد انها به شاخه ها نیست ؛ بلکه به بال هایشان است ... همیشه به خودت اعتماد داشته باش . خودت را باور کن ! همیشه خودت را نقد بدان تا دیکران تو را به نسیه نفروشند . سعی کن استاد تغییر باشی نه قربانی تقدیر. و هرگز به خاطر مردم تغییر ن...
کاظم بهمنی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 20:34
تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود ، چشمی غزلخوان داشتم حال اگر چه هیچ نذری ، عهده دار وصل نیست یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم ... ماجراهایی که با من زیر باران داشتی ، شعر اگر میشد قریب پنج دیوان داشتم !! بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من چه چیزی کمتر از ان نارفیقان دا...