
غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می کندشیر دوراندیش با آهو مدارا می کند.زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاستآب را گرمای تابستان گوارا می کند .جز نوازش شیوه ای دیگر نمی داند نسیمدکمه ی پیراهنش را غنچه خود وا می کند.روی زرد و لرزشت را از که پنهان می کنی؟نقطه ضعف برگها را باد پیدا می کند.دلبرت هر قدر زیباتر، غمت هم بیشترپشت عاشق را همین آزارها تا میکند.از دل همچون زغالم سرمه می سازم که دوستدر دل آیینه دریابد چه با ما می کند.نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیزعاشقی چون من فقط او را تماشا می کند.کاظم بهمنی بخوانید...
ادامه مطلب
وضع مادرگردش دنیاچه فرقی می کند زندگی یامرگ بعدازماچه فرقی می کند ماهیان روی خاک وماهیان روی اب وقت مردن ساحل ودریاچه فرقی می کند سهم ماازخاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای مااین جاست یاانجاچه فرقی میکند ی...
ادامه مطلب
انقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن ، نه دستی از برون بلکه همتی از درون لازم است حالا اما نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه ، میخواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمیخیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام!!! ...
ادامه مطلب