رفیقهای در آغوش هم - تاریخ: 1402/5/30 ساعت: 17:55
کسی نخواند غزلهای غم گریسته رانوشتههای ز چشم قلم گریسته راعجیب نیست که آتش به هم بیامیزددو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته راهوای دیدن دریا، رسانده است به همدو جویبار به هر پیچ و خم گریسته رابه غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیستدو مست سرخوش در هر قدم گریسته راغمت مباد که دنیا ز هم جدا نکندرفیقهای در آغوش هم گ...
رفیقهای در آغوش هم - تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 15:06
کسی نخواند غزلهای غم گریسته رانوشتههای ز چشم قلم گریسته راعجیب نیست که آتش به هم بیامیزددو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته راهوای دیدن دریا، رسانده است به همدو جویبار به هر پیچ و خم گریسته رابه غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیستدو مست سرخوش در هر قدم گریسته راغمت مباد که دنیا ز هم جدا نکندرفیقهای در آغوش هم گ...
رفیقهای در آغوش هم - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 14:53
کسی نخواند غزلهای غم گریسته رانوشتههای ز چشم قلم گریسته راعجیب نیست که آتش به هم بیامیزددو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته راهوای دیدن دریا، رسانده است به همدو جویبار به هر پیچ و خم گریسته رابه غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیستدو مست سرخوش در هر قدم گریسته راغمت مباد که دنیا ز هم جدا نکندرفیقهای در آغوش هم گ...
ماه پنهان است - تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 12:54
مردم دوست ندارند شکست بخورند و شکست هم نخواهند خورد. مردم آزاد جنگ را شروع نمی کنند، اما شروع که شد، هرگز اسلحه شان را زمین نمی گذارند، حتی وقتی شکست بخورند. این کار از گله های انسانی که همه شان پیرو یک پیشوا هستند برنمی آید.به همین سبب است که گله های انسانی در عملیات ها پیروز می شوند و مردمان آزاد ...
خیالات - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 23:52
دیوانه نبودی نه به اندازه کافیهر شب ننشستی که خیالات ببافی بی حدّی غم، شوق رسیدن به تو را برد هرگز نشود اشک به دیدار ، تلافی !بعد از تو نفهمید کسی حرف دلم رامن ماندم و یک سینه پر از حرف اضافیمن ماندم و یک حسرت و یک قصه ی کوتاهمن ماندم و یک خنده و یک گریه و یک آهفرق است میان من و تو ساده بگویممن بنده...
من مغرور ! - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 23:52
نامم غرور بود و تو را در میان جمع از بخت تیره رنگ، صدا میزدند سنگ
رود سرگردان - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 23:52
چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیستچیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیستدنبال آرامش مگرد ای رود سرگردانچیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیستگاهی برای گریه کردن بس که تنهاییجایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیستپیراهنم روزی گواهی می دهد پاکمای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیستدر عشق باید پر تحمل بود و...
- تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 17:42
مامان بزرگم یه بار یه حرفی زد، خیلی ساله که تو ذهنمه و بهش فکر میکنم ْ گفت یه دردایی به چشم نمیان، ولی سوی چشم رو میگیرن، خیلی قشنگ نگفت ...!؟ Adblock test (Why?)
داستان حیا و عفت اینجوریه ها - تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 17:42
تا نهان سازم از تو بار دگرراز این خاطر پریشان رامیکشم بر نگاه ناز آلودنرم و سنگین حجاب مژگان را دل، گرفتار خواهش جانسوزاز خدا راه چاره میجویمپارساوار ، در برابر توسخن از زهد و توبه میگویم آه ... هرگز گمان مبر که دلمبا زبانم رفیق و همراه استهر چه گفتم دروغ بود ، دروغکی تو را گفتم آنچه دلخواه است ؟!تو...
حالمو نپرس، مجبورم بگم بهترم! - تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 13:22
آوخ! هنوز زخمیم و رنج می برمدنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرممردم چه می کنند که لبخند می زنندغم را نمی شود که به رویم نیاورمقانون روزگار چگونه ست کین چنیندرگیر جنگ تن به تنی نا برابرمتو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی ستاز فکر دیدن تو تَرَک می خورد سرموامانده ام که تا به کجا می توان گریختاز این همیشه ها ...
خیلی چیزها!! - تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 13:22
بیتو اندیشیدهام کمتر به خیلی چیزهامیشوم بیاعتنا دیگر به خیلی چیزهاتا چه پیش آید برای من! نمیدانم هنوز...دوری از تو میشود منجر به خیلی چیزهاغیرمعمولیست رفتار من و شک کرده استـ چند روزی میشود ـ مادر به خیلی چیزهانامههایت، عکسهایت، خاطرات کهنهاتمیزنند اینجا به روحم ضربه، خیلی چیزها هیچ حرفی نیست، دارم ...
- تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 13:22
مامان بزرگم یه بار یه حرفی زد، خیلی ساله که تو ذهنمه و بهش فکر میکنم ْ گفت یه دردایی به چشم نمیان، ولی سوی چشم رو میگیرن، خیلی قشنگ نگفت ...!؟ Adblock test (Why?)
1402 - تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 2:52
یک هزار و چهارصد و هر سال تو نیت هر آرزو، هر فال تو ٕ احسن الحال منی با خنده هات... کاش باشی عیدِ من امسال، تو! #طاهره_اباذری_هریس
+۱۷ - تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 2:52
به اخمت خستگی در میرود، لبخند لازم نیست کنار سینی چای تو اصلا قند لازم نیست همیشه دوستت دارم - به جان مادرم - اماتو از بس سادهای خوش باوری, سوگند لازم نیست به لطف طعم لبهای تو، شیرین میشود شعرمغزل را با عسل می آورم ، هر چند لازم نیست مرا دیوانه کردی و هنوز از من طلبکاری بپوشان بافه های گیسویت را ، ب...
چشمِ شمع ها ، روشن !!! - تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 12:57
دمی از خاک با شوق تجلی سر برآوردننمیارزد به عمری خاک عالم بر سر آوردنْمن از شرمندگی چون لاله های واژگون عمریستبه سوی آسمانم نیست روی سر برآوردنْکسی باور نخواهد کرد اعجاز تو را ای عشقبرای "خودپرستان" تا به کی "پیغمبر" آوردنْتو خضر واقف از غیبی و من موسای بی صبرمچه دشوار است از کار تو ای دل سر درآوردن...
بمون تحمل کن گل من! - تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 12:57
سر خود را مزن اینگونه به سنگدلِ دیوانهی تنها، دل تنگ!منشین در پس این بهت گرانمَدَران جامهی جان را، مَدَران!!مكن ای خسته در این بغض درنگ..دلِ دیوانهی تنها، دل تنگ!پیش این سنگدلان،قدر دل و سنگ یكیستقیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یكیست..دیدی آنرا كه تو خواندی به جهان یارترین؛سینه را ساختی از عشقش سرشارتری...
بگم چیا فتح کردی؟ - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 0:34
از فتوحاتت بگویم: شهرها، اقلیم هاپر شد از وابسته ها ، درمانده ها ، تسلیم هاٰشاعران توصیف ها کردند از چشمت ، ولی آنچه من دیدم فراتر بود از تفهیم هاٰدل ببندم، دین و دنیایم ؛ نبندم، هستی ام ...شیخ صنعانم که میترسم از این تصمیم ها ٰسهمم از زیبایی ات، تنها تماشا کردن استکشوری هستم که گیر افتاده در تحریم ...
نقاشی - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 0:34
بیا! نخواه که از زندگیم پس بکشم نمیشود که بدون شما نفس بکشمنبودن تو دقیقاً شبیه آن لحظه ستکه از چهار طرف دور خود قفس بکشم عزیز فاطمه! این آرزوی قلب من استکه دست های تو را توی دسترس بکشمو مسجدی بکشم مثل جمکران خودتبه روی منبر مسجد تو را سپس بکشم ...بیا و قلب مرا دور کن از این دنیا مدد بده که خطی روی ...
اقرار - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 0:34
غزل گفتم مبادا یک نفر هم بی خبر باشد که خواهان تو باید ، بی گمان ، مرد خطر باشد ببین ، نام تو را در شعر هایم منتشر کردم نباید تا ابد احساس، مفقودالاثر باشد نه تنها بار غم را دوست دارم ، شانه ی من هم دلش میخواهد آن «بامی که برفش بیشتر ...» باشدنمیخواهم که عشق از ریشه هایم دست بردارد چه عیبی تک درختی ...
نشد که بشه، انقلاب شد! - تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 18:55
وقتی که عکس ِ ماهِ تو در برکه قاب شدهی شعر روی شعر نشست و کتاب شد٫مردان شهر ؛ مثل خودم شاعرت شدنداز آن به بعد ؛ انجمن شعر باب شد٫تا آمدم ببوسمش آن روی ماه رایکباره رفتی و همه جا آفتاب شد٫هی سمت عشق رفتم و چیزی نیافتماز دور چشمه بود و جلوتر سراب شد٫روزی تو را خدا به خودم داد و بعدهااز من تو را گرفت ش...

برچسب‌های مرتبط

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد | دانلود لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد | دو بیتی عاشقانه | دو بیتی های زیبا | خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری | جوک جدید | فردا دانلود | فردا نیوز | اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی | اشعار کوتاه