خیر سرم دوستت داشتم!!
-
تاریخ: 1403/3/21 ساعت: 12:11
هرچه را داشتهام ریختهام دور و برممثلا کار زیاد است و شلوغ است سرممثلا تنگِ کسی نیست دلم اصلا همخستهٔ مشغلهها هستم اگر هم پکرمچقدر این دو سه هفته نرسیدم به خودموضعم آنقدر شلخته است که گویی پسرمیوسفم رفته و درها همگی بسته شدهمن در این قصرِ دراندشت پیاش در به درمنه که دلتنگی و این مسألهها! میخواهمتکهٔ ...
خاکت نمیکنم !
-
تاریخ: 1403/3/21 ساعت: 12:11
تا می کشم خطوطِ تو را پاک می شویداری کمی فراتر از ادراک می شویهر لحظه از نگاهِ دلم می چِکی ولیبا دستمالِ کاغذی ام پاک می شویاین عابران که می گذرند از خیال منمشکوک نیستند تو شکاک می شویتو زنده ای هنوز برایم گمان نکندر گورِ خاطرات خوشم خاک می شویباید به شهرِ عشق تو با احتیاط رفتوقتی که عاشقی چه خطرناک...
خدا ببخشدت
-
تاریخ: 1403/3/15 ساعت: 2:37
گرچه نزد ما سر ناسازگاری داشتیپرچم تسلیم پیش دیگری افراشتیما گذشتیم از گناه دوستان اما تو همدشمن ما را نباید دوست میپنداشتیعاقبت از رفتنت روزی پشیمان میشویراه برگشتن برای خود چرا نگذاشتی؟کاش جای دردِ دل کردن برای دیگرانحرمت این عشق را چون من نگهمیداشتیدوست وقت دشمنی هم دوست میماند، ولیبعد از این تصم...
فلان
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 17:12
دوستت دارد و از دور کنارش هستیروی دیوار اتاق و سر کارش هستیآخرین شاعر دیوانه تبارش هستیدل من! ساده کنم! دار و ندارش هستی!دوستش داری و از عاقبتش با خبریدوستش داری و باید که دل از او نبریدوستش داری و از خیر و شرش می گذریدل من! از تو چه پنهان که تو بسیار خری!دوستت دارد و یک بند تو را می خواهددوستت دارد...
عشق گریزان رو چه به ببر پتو؟؟
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 17:12
برگی شده، افتادهام از شاخه به کوییچون باد مرا میبَری امّا به چه سویی؟این چیست که جذبش شدهام موی تو؟ هرگز!دلبستگی آن نیست که بسته است به موییای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندیعشقی و عجب نیست که از سنگ بروییمن با تو چه باید بکنم عشقِ گریزان؟با صید چه باید بکند ببرِ پتویی؟!میخواهیام اما به چه عنوان؟ به ...
بلندپروازی
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 17:12
میان جمعم و سرگرم داستانسازیکیام؟ عروسک تنهای خیمهشببازیبه پایکوبی غمگین من نمیخندیاگر نگاه به ناچاریام بیندازیمن و تو از دغل پشت پرده باخبریمچقدر بازی و تا کی دروغپردازی؟اگر غلط نکنم مزد پاکچشمی ماستکه میزنند به ما تهمت نظربازیشدیم «سرو» و به ما بیثمر لقب دادندسرت بلند! بیا این هم از سرافرازیمگر نگ...
مهتاب
-
تاریخ: 1402/12/13 ساعت: 15:38
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودمدر نهانخانه جانم گل یاد تو درخشیدباغ صد خاطره خندیدعطر صد خاطره پیچیدیادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیمپر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیمساعتی بر لب آن جوی نشست...
آینه
-
تاریخ: 1402/10/21 ساعت: 12:20
خودبین ِ من! من آینه ات بودم !اما سَرِ تو سنگِ لَحَد میخواستبیش از همه برای خودش بد شدهر کس برای آینه بد میخواستگم کرده ام دلایل راهم راذهنم نمیکشید ... عدد میخواستگم کرده ای «مسیر» نگاهم رااین چشم های خسته ، «بَلَد» میخواست Adblock test (Why?)
دلم قرص است این دوری ، تو را از من نمیگیرد !
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 13:22
جز اینجا هیچ جا آرامشی در من نمیگیردکبوترزاده جایی جز حرم مامن نمیگیردتو دریایی و دریا با غباری گِل نخواهد شدتو آن عطری که هرگز بوی پیراهن نمیگیردکنار خویش بنشانم، گدایت تکهنانش رازمانی که رفیقش هست از دشمن نمیگیردمگر نه اینکه دوری دوستی میآوَرَد ای ماه!؟دلم قرص است این دوری تو را از من نمیگیردتو سر...
دلتو نسوزونن ، قوی باش
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 13:22
کوه با دیدنِ چشمانِ تو ، وا خواهد رفترود چون ریخت به دریا، به فنا خواهد رفتهرکه رقصیده بسازِتو خرابت شده استبه سرِ ماکه خرابیم چه ها خواهد رفت؟دل از این خلق مسوزان که به فریاد آیندداد، دودیست که روزی به هوا خواهد رفتاینچنینی که به گیسوی تو سرگرم شدمشک ندارم که نمازم به قضا خواهد رفتدر پِیِ پُرسش بی ...
چرا خدا نشنید؟
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 13:22
نه آمدی که بمانی، نه رفتی از یادمتو آرزوی منی آرزوی بر بادممن از خدا گله مندم فقط چرا نشنید؟نه خواهشم نه دعایم نه بغض و فریادمندیدم این همه سال از تو شور شیرینمبه رغمِ تلخی خُلقت هنوز فرهادمچرا به سیبِ فریبت دل از جهان نَکَنَم؟که ارث بردهام این شیوه را من از آدمخوشم که عشقِ تو رسوای شهر کرده مراغمت ...
اما تو ...!
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 15:13
پیکر تراش پیرم و با تیشهی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریدهامتا در نگین چشم تو نقش هوس نهمناز هزار چشم سیه را، خریدهامبر قامتت که وسوسهی شستشو در اوستپاشیدهام شراب کفآلود ماه راتا از گزند چشم بدت ایمنی دهمدزدیدهام ز چشم حسودان، نگاه راتا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنمدست از سر نیاز به هر سو گشودهاماز...
پاییز
-
تاریخ: 1402/9/27 ساعت: 15:13
بر عکس بهارا که چند ساله بهاری نیستپاییز هنوز با ماست، پاییز شعاری نیستپاییز هنوز سرخه، پاییز هنوز زردهمثل یه درخت سبز با ریشهی تب کردهاین فصلُ که میشناسی، میخنده و میبارهاحوالشو میبینی، معلومه جنون دارهدیوونهی دیوونهس، زنجیریِ زنجیرییا حالتُ میگیره، یا حسّشُ میگیرییه تلخیِ شیرینه، یه حسرتِ با لذتیه...
مساحت رنج من
-
تاریخ: 1402/8/17 ساعت: 12:44
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنیدمگر مساحت رنج مرا حساب کنیدمحیط تنگ دلم را شکسته رسم کنیدخطوط منحنی خنده را خراب کنیدطنین نام مرا موریانه خواهد خوردمرا به نام دگر غیر از این خطاب کنیددگر به منطق منسوخ مرگ میخندممگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنیددر انجماد سکون ، پیش از آن که سنگ شوممرا به هرم نفس های عشق ...
دانه کاشتم با یادت
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 18:05
خدا کند که تو را در تو جا گذاشته باشم بدون آنکه خودم را به یاد داشته باشمشبی که خاطرههای تو را به خاک سپردمکسی خیال نمیکرد دانه کاشته باشم Adblock test (Why?)
کدام تلخی این روزگار غیر طبیعیست ؟؟!
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 18:05
چقدر گریه ابر بهار غیر طبیعیستچقدر حال من بیقرار غیر طبیعیستبه اختیار خودم از تو دور میشوم اماقبول کن که همین اختیار غیر طبیعیستدهان جام شراب از چه بازمانده به حیرت !؟کدام تلخی این روزگار غیر طبیعی است ؟من از دریچه چشم تو خیرهام به جهانموگرنه سبزی این شوره زار غیر طبیعی است Adblock test (Why?)
منتشر نشده!
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 18:05
ای شب زده! با خواب تو ، خورشید چه کرده ست؟با منطق رویای تو، تردید چه کرده ست؟مغرور من ! ای کاش زمان در کف من بودتا مخترع آینه میدید چه کرده ست..!با دیدن تو هر که، لب آراست به لبخندبا قلب من ای دوست ، نفهمید چه کرده ست Adblock test (Why?)
رفیقهای در آغوش هم
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 7:56
کسی نخواند غزلهای غم گریسته رانوشتههای ز چشم قلم گریسته راعجیب نیست که آتش به هم بیامیزددو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته راهوای دیدن دریا، رسانده است به همدو جویبار به هر پیچ و خم گریسته رابه غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیستدو مست سرخوش در هر قدم گریسته راغمت مباد که دنیا ز هم جدا نکندرفیقهای در آغوش هم گ...
رفیقهای در آغوش هم
-
تاریخ: 1402/6/25 ساعت: 19:14
کسی نخواند غزلهای غم گریسته رانوشتههای ز چشم قلم گریسته راعجیب نیست که آتش به هم بیامیزددو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته راهوای دیدن دریا، رسانده است به همدو جویبار به هر پیچ و خم گریسته رابه غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیستدو مست سرخوش در هر قدم گریسته راغمت مباد که دنیا ز هم جدا نکندرفیقهای در آغوش هم گ...
رفیقهای در آغوش هم
-
تاریخ: 1402/6/9 ساعت: 2:44
کسی نخواند غزلهای غم گریسته رانوشتههای ز چشم قلم گریسته راعجیب نیست که آتش به هم بیامیزددو شمع همدمِ تا صبحدم گریسته راهوای دیدن دریا، رسانده است به همدو جویبار به هر پیچ و خم گریسته رابه غیر شانهی هم هیچ تکیهگاهی نیستدو مست سرخوش در هر قدم گریسته راغمت مباد که دنیا ز هم جدا نکندرفیقهای در آغوش هم گ...