غم 1 1 اگر 1 و 1 می کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می کند
.
زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می کند
.
جز نوازش شیوه ای دیگر نمی داند نسیم
دکمه ی پیراهنش را غنچه خود وا می کند
.
روی زرد و لرزشت را از که پنهان می کنی؟
نقطه ضعف برگها را باد پیدا می کند
.
دلبرت هر قدر زیباتر، غمت هم بیشتر
پشت عاشق را همین آزارها تا میکند
.
از دل همچون زغالم سرمه می سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می کند
.
نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می کند
.
کاظم بهمنی
برچسب:
نویسنده: شیدا رضوانی