ای بی خبر از حال من خسته ی دلتنگ
آیینه ام و حرص تو را میزنم ای سنگ
َ
1 پیرهن کهنه اگر کور شفا داد
از برکت دستی است که انداخت بر او چنگ
َ
از "شور بنان" تا "بت چین" شجریان
در فکر تو رد میشوم آهنگ به آهنگ
َ
بگذار سرم بر سر دوش تو بگرید
آه این سربی پیکر برگشته ی از جنگ
َ
سر کن به فراقش که زلیخا، نمی ارزد
وصلی که به دست آمده با حیله و نیرنگ
برچسب:
نویسنده: شیدا رضوانی