خرید بک لینک

پی به راز سفرم برد و چنان ابر گریست

دید بازآمدنی در پیِ این رفتن نیست

.

همه گفتند "مرو" دیدم و نشنیدمشان

مثل این بود به یک رود بگویند: بایست

.

مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر

فکر برگشتنم و واسطه ای نیست که نیست

.

در جهانِ تهی از عشق نمی مانم چون

در جهانِ تهی از عشق نمی باید زیست

.

دهخدا تجربه ی عشق ندارد ورنه

معنی «مرگ» و «جدایی» به یقین هر دو یکی ست

.

کاظم بهمنی

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: پنجشنبه 13 بهمن 1401 ساعت: 12:17

صفحه بندی