مانده حالا به چه باید بپرد گاه به گاه
آن پلنگی که شبی پنجه رسانده ست به ماه
گفتمش شیخ، در این آه چه تاثیری هست؟
گفت لا حول و لا قوه الا بالآه
سر سجاده به اقرار گناه آمده ای
مستی ات عذر تو و عذر تو بدتر ز گناه
ای که سر خواستی از عاشق بی مقدارت
ما کریمیم... کم از ما که کریمیم نخواه
گفتم ای دوست همین هفته قرار من و تو
مرگ هم طعنه زد و گفت که ان شاءالله
برچسب:
نویسنده: شیدا رضوانی