
غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می کندشیر دوراندیش با آهو مدارا می کند.زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاستآب را گرمای تابستان گوارا می کند .جز نوازش شیوه ای دیگر نمی داند نسیمدکمه ی پیراهنش را غنچه خود وا می کند.روی زرد و لرزشت را از که پنهان می کنی؟نقطه ضعف برگها را باد پیدا می کند.دلبرت هر قدر زیباتر، غمت هم بیشترپشت عاشق را همین آزارها تا میکند.از دل همچون زغالم سرمه می سازم که دوستدر دل آیینه دریابد چه با ما می کند.نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیزعاشقی چون من فقط او را تماشا می کند.کاظم بهمنی بخوانید...
ادامه مطلب
وضع مادرگردش دنیاچه فرقی می کند زندگی یامرگ بعدازماچه فرقی می کند ماهیان روی خاک وماهیان روی اب وقت مردن ساحل ودریاچه فرقی می کند سهم ماازخاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای مااین جاست یاانجاچه فرقی میکند ی...
ادامه مطلب
انقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن ، نه دستی از برون بلکه همتی از درون لازم است حالا اما نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه ، میخواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمیخیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام!!! ...
ادامه مطلب
باید که ز داغم خبری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیری است که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد حالم چو درختی است که یک شاخه ی نا اهل بازیچه ی دست تبری داشته باشد سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد !!! اویخته از گردن من شاه کلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشد .. سر در گمی ام داد گره در گره اندوه "خوشبخت کلافی که سری داشته باشد"...
ادامه مطلب
چه قشنگ ارزوهاش رو توصیف میکنه : شرم دارم که زنده باشم و ان عزیزان پاکی که هر کدامشان امتی بودند، از میان من و تو ای برادر عزیز رفته اند اخر من چه توجیهی برای زیستن باید داشته باشم ؟ خدایا به من کمک کن تا از این رنج همیشگی خلاص شوم .. ای خداوند عزیز ! تو زیباترین زیبایی هایی . پرواز را که ارزوی دیرینه من است با عروج روحم تحقق بخش . خدایا مگر من چه گناهی کرده ام که باید از توفیق و سعادت این فیض عظیم بی نصیب باشم . خدایا می پذیرم که شهادت چیزی نیست که نصیب هر کسی کنی ولی از تو میخواهم نخست مرا بسازی و توفیق هدایت را بر من اسان بگیری ... زیرا ای خدا مرا توان تحمل سخت...
ادامه مطلب