
کوه با دیدنِ چشمانِ تو ، وا خواهد رفترود چون ریخت به دریا، به فنا خواهد رفتهرکه رقصیده بسازِتو خرابت شده استبه سرِ ماکه خرابیم چه ها خواهد رفت؟دل از این خلق مسوزان که به فریاد آیندداد، دودیست که روزی به هوا خواهد رفتاینچنینی که به گیسوی تو سرگرم شدمشک ندارم که نمازم به قضا خواهد رفتدر پِیِ پُرسش بی پاسخ این خلق مباشگله هر روز به دنبال چرا خواهد رفت!به هدف نیست، هر اندازه که ماهر باشیعشق تیریست که آخر به خطا خواهد رفت#حسین_زحمتکش بخوانید...
ادامه مطلب
خدا کند که تو را در تو جا گذاشته باشم بدون آنکه خودم را به یاد داشته باشمشبی که خاطرههای تو را به خاک سپردمکسی خیال نمیکرد دانه کاشته باشم بخوانید...
ادامه مطلب
دودلـــم اول خط نام خـــدا بنــویسمیا که رندی کنم و اسم تو را بنویسم.همه یک گفتم و دینم همه یکتایی بودبا کدامین قلــــم امروز دوتـــا بنویســم.ای که با حرف تو هر مسئله ای حل شدنی استبخدا خـــود تـــو بگــــو نـــــام کـــــــــــه را بنویسـم.صاحب قبله و قبله دو عزیـزند ولــــــیخوشتر آنست من از قبله نما بنویسم.آسمان مثل تو احساس مرا درک نکردباز غـــم نامــه بـــه بیگانه چرا بنویسم.تا به کی زیر چنین سقف سیاه و سنگینقصــــــــه درد بــــــه امّیــد دوا بنویســـــم.قلمم جوهرش از جوش و جراحت جاری استپست باشـــــم کـــــه پَی نان و نـــوا بنویســم.بارها قصـــد خطر کردم و گفتــــی ننویسپس من این بغض فرو خورده کجا بنویسم.بعد یک عمر ببین دست و دلم می لرزدکـــه «من و تو» به هم آمیزم و «ما» بنویسم.من ...
ادامه مطلب
از سحر عطر دل انگیز تو پیچیده به شهرباز دیشب چه کسی خواب تو را دیده به شهرًدیدم از پنجره خانه هوا طوفانیستبار دیگر نکند بال تو ساییده به شهرًرود اروند خبر داده به کارون که نترسدلبر ماست گمانم که خرامیده به شهرًمصلحت نیست هوا عطر تو را حفظ کندشاهدم ابر سیاهیست که باریده به شهرًشاهدم این همه نخلاند که ایمان دارندهیچ کس مثل تو آن روز نجنگیده به شهرًهمچنان هستی و میجنگی خود میدانیدشمنت دوخته از روی هوس دیده به شهرًمثل طفلی که بچسبد به پدر وقت خطرشهر چسبیده به تو، خون تو پاشیده به شهر%%%%%متن آهنگ محاصره از محمد معتمدی بخوانید...
ادامه مطلب
نیم من رفته و نیم دگرم آمده استهر چه ترسیدم از آن، آن به سرم آمده استآنکه با دست ردش، خانه نشین کرد مرا حال با پای خودش، پشت درم آمده استلب خشکیده ی دلدار بدهکار لبمبه ملاقاتی چشمان ترم آمده استگفتم این عشق مرا میشکند، یادت'>یادت هست؟هر چه ترسیدم از آن، آن به سرم آمده است.. بخوانید...
ادامه مطلب
نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باش اسیر فصل خزانم ، بیا بهارم باشنگو که فرصت دیدار ما میسر نیستدلیل محکم یک عمر انتظارم باشچه قدر جای تو در زندگی من خالیستدر این مسیر پر از هیچ ، کوله بارم باشدچار تو شده...
ادامه مطلب
آبان هوایش غرق دلتنگی ست عطرِ تو را در مشت خود داردفهمیده خیلی دوستت دارمهی پشتِ هم با عشق میباردآبان از اول هم مردد بودعطر تو را جاری کند یا نه؟ می خواست لبریزت شوم امااینگونه باران گرد ...
ادامه مطلب
وضع مادرگردش دنیاچه فرقی می کند زندگی یامرگ بعدازماچه فرقی می کند ماهیان روی خاک وماهیان روی اب وقت مردن ساحل ودریاچه فرقی می کند سهم ماازخاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای مااین جاست یاانجاچه فرقی میکند ی...
ادامه مطلب
زخم هایم به طعنه می گویند : " دوستانت چقدر با نمک ند " @@@@@@@@@ شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو می بندی!! @@@@@@@@@ روزهایی که " تو " توشون نیستی ، حیفم میاد زندگی شون کنم @@@@@@@@@ تو آن بلای قشنگی ؛ که امدی به سرم ... + نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت11:18 توسطمهدیه | ...
ادامه مطلب
گاهی سخت می شود دوستش داری و نمیداند ... دوستش داری و نمیخواهد ... دوستش داری و نمی اید... دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت دوستش داری و سهم تو از این همه تنهایی است 000000000000 گاهی دلت به راه نیست ولی سر به راهی خودت را میزنی به ان راه و میروی و همه چه خوش باوران...
ادامه مطلب
برگشته بودی بشکنی من را ؛ شکستی این زخم ها جز با نمک درمان نمیشد ممکن نبود اصلا مرا از نو بسازی تا این خرابه کاملا ویران نمیشد * کارش به طغیان میکشد رودی که یک سد راه وصالش را به دریا بسته باشد اما اگر دریا نخواهد رود خود را ؟! اما اگر رود از دویدن خسته باشد ؟! * میترسم و اصلا برای تو مهم نیست "لعنت به این دلشوره های دخترانه " حالا کجایی با تعصب پس بگیری بغض مرا از دیگران شانه به شانه ؟ * دیگر حواس پرت من پیش خودم نیست یادم نمیماند تمام حرف ها را مادر نمیداند که دلتنگ تو هستم وقتی نَشسته میگذارم ظرف ها را * از خانه بیرون میزنم در کوچه ها هم دنبال رد پای تو دربرف...
ادامه مطلب
همیشه شیرین ترین توت ها پای درخت ریخته درحالی که ما برای چیدن توت های کال چشم به بالاترین شاخه ها دوخته ایم ... ! این است قصه ی ندیدن !!! .................. دوستان ! دوست نما را نتوان گفت که دوست ؛ نخ درون دل شمع است ولی دشمن اوست ... ................ غرش هیچ شیری ، خانه ای را خراب نکرد من از سکوت موریانه می ترسم .............. عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو خوب و بد میگذرد ، وای به حال من و تو! .............. به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند ، من از خوش باوری انجا محبت جستجو کردم ............. گاهی بهتر است از اتفاقات دنیا سرسری بگذری ؛ نگذار دقّت در همه چیز "دق" ات بدهد! ...
ادامه مطلب
به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست کنار سینی چای تو اصلا قند لازم نیست همیشه دوستت دارم _ به جان مادرم _ اما تو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیست " به اب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را ؟" عزیزم بس کن از این بیشتر ترفند لازم نیست .... فدای ان کمان های به هم پیوسته ات هر یک جدا دخل مرا می اورد ؛ پیوند لازم نیست...
ادامه مطلب
گفتم که : بعد از این همه دل ها که سوختی ، کس میخورد فریب تو؟ ... گفتا : هنوز هم !!!!!! با وفا خوانمت از عمد که تغییر کنی گاه در عشق نیاز است به تلقین کردن الحق که به تو نام قمر می اید ای ماه ترین عموی دنیا ، عباس ! گفت احوالت چطور است ؟ گفتمش : عالی است. . . مثل حال گل ، حال گل در چنگ چنگیز مغول!!!!!!!!!!!...
ادامه مطلب