ماه من

متن مرتبط با «حسین جنتی ن» در سایت ماه من نوشته شده است

به هدر، نه!

  • نیلوبلاگ

    به هدر، نه! توسط مهدیه | فاضل نظری | دوشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ | 7:27 من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنهتیرم به خطا می‌رود اما به هدر نه!دلخون‌شده‌ی وصلم و لب‌های تو سرخ استسرخ است ولی سرخ‌تر از خون‌جگر، نهبا هر که توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!بد خلقم ‌و ‌بد عهد، زبان بازم و مغرورپشت سر من حرف زیاد است! مگرنه؟یک بار به من قرعه‌ی عاشق شدن افتادیک بار دگر، بار دگر، بار دگر... نه!فاضل نظری ...

    ادامه مطلب
  • پلنگ دیگران ❌ گربه ی خودم ✅

  • نیلوبلاگ

    پلنگ دیگران ❌ گربه ی خودم ✅ توسط مهدیه | محمود یوسفی | دوشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۲ | 7:40 عاشقی هستم که نامم را به نان نفروختمقهر پیران را به ناز صد جوان نفروختممثل بعضی ها برای عشق کم نگذاشتممثل بعضی ها محبت را گران نفروختمآب و نانِ خشکِ بزمِ دوستانم را به اینسفره های رنگ رنگ دشمنان نفروختمگرچه با کفتارها در یک قفس بودم ولیشیر ماندم هیبتم را بدون هزینه نفروختممرغ باغ ما شرف دارد به غاز دیگرانمرغ باغم را به غاز دیگران نفروختماسمانی کوچکم میخواست این دنیا ولیمن شکوهم را به نرخ این دکان نفروختمآه ایر...

    ادامه مطلب
  • خاکت نمیکنم !

  • نیلوبلاگ

    تا می کشم خطوطِ تو را پاک می شویداری کمی فراتر از ادراک می شویهر لحظه از نگاهِ دلم می چِکی ولیبا دستمالِ کاغذی ام پاک می شویاین عابران که می گذرند از خیال منمشکوک نیستند تو شکاک می شویتو زنده ای هنوز برایم گمان نکندر گورِ خاطرات خوشم خاک می شویباید به شهرِ عشق تو با احتیاط رفتوقتی که عاشقی چه خطرناک میشوی#نجمه_زارع بخوانید...

    ادامه مطلب
  • فلان

  • نیلوبلاگ

    دوستت دارد و از دور کنارش هستیروی دیوار اتاق و سر کارش هستیآخرین شاعر دیوانه تبارش هستیدل من! ساده کنم! دار و ندارش هستی!دوستش داری و از عاقبتش با خبریدوستش داری و باید که دل از او نبریدوستش داری و از خیر و شرش می گذریدل من! از تو چه پنهان که تو بسیار خری!دوستت دارد و یک بند تو را می خواهددوستت دارد و در بند تو را می خواهدهمه ی زندگی ات چند؟ تو را می خواهددل من! گند زدی... گند! تو را می خواهدشعر را صرف همین عشق پریشان کردیهمه ی زندگی ات را سپر آن کردیدوستش داری و پیداست که پنهان کردیدل من! هر چه غلط بود فراوان کردی!دوستت دارد و از این همه دوری غمگیندوستت دارد و توجیه ندارد در دین!دوستت دارد و دیوانگی محض است این!دل من! لطف بفرما سر جایت بنشین!مست از رایحه ی کوچه ی نارنجستاندوستش داری و مبهوت...

    ادامه مطلب
  • عشق گریزان رو چه به ببر پتو؟؟

  • نیلوبلاگ

    برگی شده، افتادهام از شاخه به کوییچون باد مرا میبَری امّا به چه سویی؟این چیست که جذبش شدهام موی تو؟ هرگز!دلبستگی آن نیست که بسته است به موییای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندیعشقی و عجب نیست که از سنگ بروییمن با تو چه باید بکنم عشقِ گریزان؟با صید چه باید بکند ببرِ پتویی؟!میخواهیام اما به چه عنوان؟ به چه منطق؟میخواهمت اما به چه قیمت؟ به چه رویی؟من بغضِ تو هستم چه بباری چه نباریمن راز تو هستم چه بگویی چه نگویی#یاسر_قنبرلو بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بلندپروازی

  • نیلوبلاگ

    میان جمعم و سرگرم داستانسازیکیام؟ عروسک تنهای خیمهشببازیبه پایکوبی غمگین من نمیخندیاگر نگاه به ناچاریام بیندازیمن و تو از دغل پشت پرده باخبریمچقدر بازی و تا کی دروغپردازی؟اگر غلط نکنم مزد پاکچشمی ماستکه میزنند به ما تهمت نظربازیشدیم «سرو» و به ما بیثمر لقب دادندسرت بلند! بیا این هم از سرافرازیمگر نگفتمت ای دل به زندگی خو کن!کبوترا تو چرا با قفس نمیسازی؟چه جای سعی! که فواره چون به اوج رسیدبه گریه گفت امان از بلندپروازی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آینه

  • نیلوبلاگ

    خودبین ِ من! من آینه ات بودم !اما سَرِ تو سنگِ لَحَد میخواستبیش از همه برای خودش بد شدهر کس برای آینه بد میخواستگم کرده ام دلایل راهم راذهنم نمیکشید ... عدد میخواستگم کرده ای «مسیر» نگاهم رااین چشم های خسته ، «بَلَد» میخواست بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دلم قرص است این دوری ، تو را از من نمیگیرد !

  • نیلوبلاگ

    جز اینجا هیچ جا آرامشی در من نمیگیردکبوترزاده جایی جز حرم مامن نمیگیردتو دریایی و دریا با غباری گِل نخواهد شدتو آن عطری که هرگز بوی پیراهن نمیگیردکنار خویش بنشانم، گدایت تکهنانش رازمانی که رفیقش هست از دشمن نمیگیردمگر نه اینکه دوری دوستی میآوَرَد ای ماه!؟دلم قرص است این دوری تو را از من نمیگیردتو سرسنگین مشو با من که مدتهاست در عالَمسرِ تنهاییام را کوه بر دامن نمیگیردسری آوردهام تا پای تو پایین بیاندازمکه دوشِ خستهام این بار را گردن نمیگیردتویی شمسالشموس و با وجودت چشم مولاناسراغ شمع را در خانهی روشن نمیگیردکنار پنجرهفولاد هر بار امتحان کردمنَفَس پیش تو حتی لحظهی مردن نمیگیرد#حسین_زحمتکش بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دلتو نسوزونن ، قوی باش

  • نیلوبلاگ

    کوه با دیدنِ چشمانِ تو ، وا خواهد رفترود چون ریخت به دریا، به فنا خواهد رفتهرکه رقصیده بسازِتو خرابت شده استبه سرِ ماکه خرابیم چه ها خواهد رفت؟دل از این خلق مسوزان که به فریاد آیندداد، دودیست که روزی به هوا خواهد رفتاینچنینی که به گیسوی تو سرگرم شدمشک ندارم که نمازم به قضا خواهد رفتدر پِیِ پُرسش بی پاسخ این خلق مباشگله هر روز به دنبال چرا خواهد رفت!به هدف نیست، هر اندازه که ماهر باشیعشق تیریست که آخر به خطا خواهد رفت#حسین_زحمتکش بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چرا خدا نشنید؟

  • نیلوبلاگ

    نه آمدی که بمانی، نه رفتی از یادمتو آرزوی منی آرزوی بر بادممن از خدا گله مندم فقط چرا نشنید؟نه خواهشم نه دعایم نه بغض و فریادمندیدم این همه سال از تو شور شیرینمبه رغمِ تلخی خُلقت هنوز فرهادمچرا به سیبِ فریبت دل از جهان نَکَنَم؟که ارث بردهام این شیوه را من از آدمخوشم که عشقِ تو رسوای شهر کرده مراغمت مباد اگر از چشم خلق افتادمرسیده بی تو به من هر غمی خیالی نیستهمین که بیخبر از حال زارمی شادممن از دو چشم سیاهت که بگذریم و نشدز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم...! #سیدتقی_سیدی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مساحت رنج من

  • نیلوبلاگ

    شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنیدمگر مساحت رنج مرا حساب کنیدمحیط تنگ دلم را شکسته رسم کنیدخطوط منحنی خنده را خراب کنیدطنین نام مرا موریانه خواهد خوردمرا به نام دگر غیر از این خطاب کنیددگر به منطق منسوخ مرگ میخندممگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنیددر انجماد سکون ، پیش از آن که سنگ شوممرا به هرم نفس های عشق ، آب کنیدمگر سماجت پولادی سکوت مرادرون کوره ی فریاد خود مذاب کنیدبلاغت غم من انتشار خواهد یافتاگر که متن سکوت مرا کتاب کنید*******بیمارستانم...

    ادامه مطلب
  • دانه کاشتم با یادت

  • نیلوبلاگ

    خدا کند که تو را در تو جا گذاشته باشم بدون آنکه خودم را به یاد داشته باشمشبی که خاطرههای تو را به خاک سپردمکسی خیال نمیکرد دانه کاشته باشم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کدام تلخی این روزگار غیر طبیعیست ؟؟!

  • نیلوبلاگ

    چقدر گریه ابر بهار غیر طبیعیستچقدر حال من بیقرار غیر طبیعیستبه اختیار خودم از تو دور میشوم اماقبول کن که همین اختیار غیر طبیعیستدهان جام شراب از چه بازمانده به حیرت !؟کدام تلخی این روزگار غیر طبیعی است ؟من از دریچه چشم تو خیرهام به جهانموگرنه سبزی این شوره زار غیر طبیعی است بخوانید...

    ادامه مطلب
  • منتشر نشده!

  • نیلوبلاگ

    ای شب زده! با خواب تو ، خورشید چه کرده ست؟با منطق رویای تو، تردید چه کرده ست؟مغرور من ! ای کاش زمان در کف من بودتا مخترع آینه میدید چه کرده ست..!با دیدن تو هر که، لب آراست به لبخندبا قلب من ای دوست ، نفهمید چه کرده ست بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ماه پنهان است

  • نیلوبلاگ

    مردم دوست ندارند شکست بخورند و شکست هم نخواهند خورد. مردم آزاد جنگ را شروع نمی کنند، اما شروع که شد، هرگز اسلحه شان را زمین نمی گذارند، حتی وقتی شکست بخورند. این کار از گله های انسانی که همه شان پیرو یک پیشوا هستند برنمی آید.به همین سبب است که گله های انسانی در عملیات ها پیروز می شوند و مردمان آزاد در نبردها. خواهید دید که جز این نیست، آقا. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • من مغرور !

  • نیلوبلاگ

    نامم غرور بود و تو را در میان جمع از بخت تیره رنگ، صدا میزدند سنگ...

    ادامه مطلب
  • رود سرگردان

  • نیلوبلاگ

    چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیستچیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیستدنبال آرامش مگرد ای رود سرگردانچیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیستگاهی برای گریه کردن بس که تنهاییجایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیستپیراهنم روزی گواهی می دهد پاکمای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیستدر عشق باید پر تحمل بود و دور اندیشپروانه گشتن چاره اش جز پیله کردن نیست بخوانید...

    ادامه مطلب
  • داستان حیا و عفت اینجوریه ها

  • نیلوبلاگ

    تا نهان سازم از تو بار دگرراز این خاطر پریشان رامیکشم بر نگاه ناز آلودنرم و سنگین حجاب مژگان را دل، گرفتار خواهش جانسوزاز خدا راه چاره میجویمپارساوار ، در برابر توسخن از زهد و توبه میگویم آه ... هرگز گمان مبر که دلمبا زبانم رفیق و همراه استهر چه گفتم دروغ بود ، دروغکی تو را گفتم آنچه دلخواه است ؟!تو برایم ترانه میخوانیسخنت، جذبه ای نهان داردگوئیا خوابم و ترانه ی تواز جهانی دگر نشان داردشاید این را شنیده ای که زناندر دل «آری» و «نه» به لب دارندضعف خود را عیان نمیسازندرازدار و خموش و مکارندآه ... من هم زنم ، زنی که دلشدر هوای تو میزند پر و بالدوستت دارم ای خیال لطیفدوستت دارم ای امید محال بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حالمو نپرس، مجبورم بگم بهترم!

  • نیلوبلاگ

    آوخ! هنوز زخمیم و رنج می برمدنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرممردم چه می کنند که لبخند می زنندغم را نمی شود که به رویم نیاورمقانون روزگار چگونه ست کین چنیندرگیر جنگ تن به تنی نا برابرمتو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی ستاز فکر دیدن تو تَرَک می خورد سرموامانده ام که تا به کجا می توان گریختاز این همیشه ها که ندارند باورمحال مرا نپرس که هنجار ها مرامجبور می کنند بگویم که "بهترم" بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چشمِ شمع ها ، روشن !!!

  • نیلوبلاگ

    دمی از خاک با شوق تجلی سر برآوردننمیارزد به عمری خاک عالم بر سر آوردنْمن از شرمندگی چون لاله های واژگون عمریستبه سوی آسمانم نیست روی سر برآوردنْکسی باور نخواهد کرد اعجاز تو را ای عشقبرای "خودپرستان" تا به کی "پیغمبر" آوردنْتو خضر واقف از غیبی و من موسای بی صبرمچه دشوار است از کار تو ای دل سر درآوردنْبپرسید از کمانداران ابرویش چرا بایدبه قصد کشتن یک نیمهجان صد لشکر آوردنْبه غیر از وعدهی پاییز معنایی نخواهد داشتبرای باغ پیغام بهاری دیگر آوردنْیکی از پیله ها لرزید ، چشم شمع ها روشن!مبارک باد ! از پروانه ها خاکستر آوردن بخوانید...

    ادامه مطلب