
خودبین ِ من! من آینه ات بودم !اما سَرِ تو سنگِ لَحَد میخواستبیش از همه برای خودش بد شدهر کس برای آینه بد میخواستگم کرده ام دلایل راهم راذهنم نمیکشید ... عدد میخواستگم کرده ای «مسیر» نگاهم رااین چشم های خسته ، «بَلَد» میخواست بخوانید...
ادامه مطلب
مانده حالا به چه باید بپرد گاه به گاه آن پلنگی که شبی پنجه رسانده ست به ماه گفتمش شیخ، در این آه چه تاثیری هست؟ گفت لا حول و لا قوه الا بالآهسر سجاده به اقرار گناه آمده ایمستی ات عذر تو و عذر تو بدتر ز گناهای که سر خواستی از عاشق بی مقدارت ما کریمیم... کم از ما که کریمیم نخواه گفتم ای دوست همین هفته قرار من و تومرگ هم طعنه زد و گفت که ان شاءالله بخوانید...
ادامه مطلب
دل داشتیم، دادیم! جان بود عرضه کردیمچیزی که یار خواهد، صبر است و ما نداریمدوستان بلا از خودتون و خانوادتون دور باشه الهی! حامد عسکری شاعر عزیز کشورمون کرونا گرفته، دعا کنید عزیزان...
ادامه مطلب
انگار که از مشت قفس رستی و رفتی یکباره به روی همه در بستی و رفتی هر لحظه ی همراهی ما خاطره ای بود اما تو به یک خاطره پیوستی و رفتی نفرین به وفاداری ات ای دوست که با من پیمان سر پیمان شکنی بستی و رفتی چون خاطره ی غنچه ی پرپر شده در باد در حافظه ی باغچه ها هستی و رفتی جا ماندن تصویر تو در سینه ی من ، اه این اینه را ، اه ، که نشکستی و رفتی ... ...
ادامه مطلب
پرنده هایی که روی شاخه نشستند ، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند زیرا اعتماد انها به شاخه ها نیست ؛ بلکه به بال هایشان است ... همیشه به خودت اعتماد داشته باش . خودت را باور کن ! همیشه خودت را نقد بدان تا دیکران تو را به نسیه نفروشند . سعی کن استاد تغییر باشی نه قربانی تقدیر. و هرگز به خاطر مردم تغییر نکن ! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند . " مردم شهری که همه در ان می لنگند ؛ به کسی که راست راه می رود می خندند"...
ادامه مطلب