خرید بک لینک

تو سرم یه دختر خیالیه

که فقط برای اون شعر میگم

یه نفر که عقلمو دزدیده

واسه اینه با جنون شعر میگم

*

تو سرم یه دختر خیالیه

که با اینکه دستمو ول کرده

هنوز شونه به شونم مونده

زندگیمو متحول کرده

*

یه نفر هست که با خیال اون

من برای خودم امکان دارم

تو سرم یه دختره که من هنوز

همه جوره بهش ایمان دارم

*

تو سرم یه دختر دیوونه اس

من به این قضیه عادت کردم

رو حساب عشق این دیوونه

من به خیلیا خیانت کردم

*

واسه من تو لحظه های انزوا

گاهی وقتا عشقه گاهی خواهره

تو سرم یه دختره که این روزا

نمیدونم تو سرش چی میگذره

*

تو سرم یه دختره مغروره

با چشای تند و تیز عسلی

پیرهنش، لباس یه دیکتاتوره

دامنش یه انقلاب مخملی

*

چشامو میبندم و با فکر اون

کل زندگی ام میشه یه ثانیه

تو سرم یه دختره که پشت اون

یه جهان آخر الزمانیه

*

تو سرم یه دختره که شب به شب

به تموم ادما گیر میده

روزا میشینه ولی گوشه ی تخت

دو سه تا عروسکو شیر میده

*

مث مردا خودخوری عادتشه

اون یه دختره، ولی دلخسته

لبش از خون خودش سرخ شده

موهاشو با بند نافش بسته

*

تو یه دنیای موازی موندم

پرِ اتفاق تلخ و مبهمم

تو دلم، یه درده که زندگیه

تو سرم یه دختره، که خودمم

*

تو سرم یه دختره که ظاهرا

ذهن من اندازه دنیاش نیست

نگرانم نگرانم نگران

دختره چند روزه که پیداش نیست

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:30

صفحه بندی