
دختر کوچکم ، عروسکت را زیاد در اغوش نگیر ؛ گاهگاهی ان خانه ی شنی را که میسازی خودت خراب کن... دخترکم، گاهی با همبازی ات قهر کن و به گریه ی او اهمیت نده . عادت کن و بیاموز که برگ های گل گلدانت را زیاد لمس نکنی ... ممکن است به ان عادت کنی ! تو خزان را تجربه نکرده ای ... کمی بترس ! بلندی ها را تجربه کن و پایین امدن با سرسره را !!!!! + نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت23:57 توسطمهدیه | ...
ادامه مطلب
همیشه شیرین ترین توت ها پای درخت ریخته درحالی که ما برای چیدن توت های کال چشم به بالاترین شاخه ها دوخته ایم ... ! این است قصه ی ندیدن !!! .................. دوستان ! دوست نما را نتوان گفت که دوست ؛ نخ درون دل شمع است ولی دشمن اوست ... ................ غرش هیچ شیری ، خانه ای را خراب نکرد من از سکوت موریانه می ترسم .............. عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو خوب و بد میگذرد ، وای به حال من و تو! .............. به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند ، من از خوش باوری انجا محبت جستجو کردم ............. گاهی بهتر است از اتفاقات دنیا سرسری بگذری ؛ نگذار دقّت در همه چیز "دق" ات بدهد! ...
ادامه مطلب
من در مقابلت زانو میزنم تو در مقابلم بنشین من چیری از درد هایم نمی گویم تو بفهم انچه را من نمی گویم خدایا تو از چشمانم شرمساری را بفهم من از نگاهت کرامتت را ... مرا ببخش و انها را به جرم ناراحت کردنم ناراحت کن...
ادامه مطلب